تبليغاتX
عطر اميد..، عطر گل ياس..!! - نوشته ای زیبا از یک دوست عزیز
بر در شاهم گدایی نكته اي در كار كرد، گفت بر هر خوان كه بنشستم خدا رزاق بود
 

* برای با تو بودن، دل را به دریا زدم. هستیم را به باد دادم. غرورم را به آتش کشیدم و راه بیابان را در پیش گرفتم ولی این را نمیدانستم که کائنات با تو همراهند *

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم شهریور 1384ساعت 17:5  توسط باغبان |