تبليغاتX
عطر اميد..، عطر گل ياس..!! - گل بهاری
بر در شاهم گدایی نكته اي در كار كرد، گفت بر هر خوان كه بنشستم خدا رزاق بود
 

در بهار عشق تو گل نوپا و تازه روییده ای بودم. ریشه ام احساس، ساقه ام یک دل قرص، برگم مهر و غنچه ام عشقی نهفته بود.

با نور چشمانت و باران محبتت طراوت میگرفتمو به امید دیدار پروانه ی نگاهت، جان میدادم.

حسین

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم شهریور 1384ساعت 17:53  توسط باغبان |