تبليغاتX
عطر اميد..، عطر گل ياس..!! - مرام گلها...
بر در شاهم گدایی نكته اي در كار كرد، گفت بر هر خوان كه بنشستم خدا رزاق بود

 

شب شد

خورشيد رفت

آفتابگردان ، نگران دنبال يار ميگشت،

بالاي سر را نگاه كرد،

ستاره‌اي چشمك زد،

آفتابگردان سرش را پائين انداخت

گلها خيانت نميكنند.

حسین

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1384ساعت 0:25  توسط باغبان |