![]() |
![]() |
|
| بر در شاهم گدایی نكته اي در كار كرد، گفت بر هر خوان كه بنشستم خدا رزاق بود |
|
يه شب چراغ عشقتو دوباره خاموش مي كنم اينبار براي هميشه تو رو فراموش مي كنم نميذارم تو خاطرم رنگ خيالت بمونه رو شونه هاي ساحلم موج نگاهت بمونه صداي قلب من حالا ديگه دوست ندارمه از تلخي گذشته ها هر چي بگم بازم كمه غروب كه از راه ميرسه عشقتو يادم مياره اما ديگه تموم شده بين من و تو ديواره يه روزي لحظه هاي من لبريز خواهش تو بود رو پيكر خستگيهام دست نوازش تو بود چه زود گذشت روزايي كه به قلب خسته جون ميداد نگاه گرمي كه به من آسمونو نشون ميداد حالا دوباره قلب من نوازش تو رو ميخواد اون لحظه هاي روشن لبريز خواهش رو ميخواد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی و یکم شهریور 1384ساعت 0:39 توسط باغبان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نوشته بازی با کلمات است،اما در عین حال جاودانه.. تحفه ای بیشتر نیست... تقدیم به شما دوستان عزیزم.. حسین |
| نوشته های پیشین |
|
85/02/01 - 85/02/31 84/09/01 - 84/09/30 84/08/01 - 84/08/30 84/07/01 - 84/07/30 84/06/01 - 84/06/31 84/05/01 - 84/05/31 |
| پیوندها |
|
دانلود فیلم ایرانی پرستوی خسته..وبلاگی عاشقانه آموزش همه چیز از کامپیوتر تجارت الکترونیک مثل تو... آرشیو عکس بازیگر خارجی آنجا که عشق حکم می راند... |
|
RSS
|