تبليغاتX
عطر اميد..، عطر گل ياس..!! - بازم من تو رو مي‌خوام...
بر در شاهم گدایی نكته اي در كار كرد، گفت بر هر خوان كه بنشستم خدا رزاق بود

 

يه شب چراغ عشقتو دوباره خاموش مي كنم

اينبار براي هميشه تو رو فراموش مي كنم

نميذارم تو خاطرم رنگ خيالت بمونه

رو شونه هاي ساحلم موج نگاهت بمونه

صداي قلب من حالا ديگه دوست ندارمه

از تلخي گذشته ها هر چي بگم بازم كمه

غروب كه از راه ميرسه عشقتو يادم مياره

اما ديگه تموم شده بين من و تو ديواره

يه روزي لحظه هاي من لبريز خواهش تو بود

رو پيكر خستگي‌هام دست نوازش تو بود

چه زود گذشت روزايي كه به قلب خسته جون

ميداد نگاه گرمي كه به من آسمونو نشون ميداد

حالا دوباره قلب من نوازش تو رو ميخواد

اون لحظه هاي روشن لبريز خواهش رو ميخواد

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1384ساعت 0:39  توسط باغبان |