تبليغاتX
عطر اميد..، عطر گل ياس..!! - لحظه ديدار...!
بر در شاهم گدایی نكته اي در كار كرد، گفت بر هر خوان كه بنشستم خدا رزاق بود

 

باز من ديوانه ام ؛مستم ،

باز مي لرزد دلم ؛ دستم ،

باز گويي در جهان ديگري هستم ،

هاي ! نخراشي به غفلت گونه ام را ؛ تيغ ..

هاي ! نپريشي صفاي زلفكم را ؛ دست

و آبرويم را نريزي دل

اي نخورده مست

لحظه ديدار نزديك است...

مهدي اخوان ثالث

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1384ساعت 0:48  توسط باغبان |