تبليغاتX
عطر اميد..، عطر گل ياس..!! - نگاه... خوبه d:
بر در شاهم گدایی نكته اي در كار كرد، گفت بر هر خوان كه بنشستم خدا رزاق بود
 

خواستم با یک نگاه عاشقت شوم، چشمانم از برق نگاهت کور شد...

خواستم با یک غزل برایت از عشق سخن بگویم، دهانم از زیبایی رخسارت بسته ماند...

خواستم با یک اشاره در آسمان عشق تو پرواز کنم، بالهایم از تجلی آتش عشقت سوخت...

خواستم با یک قدم خود را در قلب تو جای دهم، بی حرکت ماندم و با خود گفتم، عشق را میتوان از نگاهت نیز فهمید...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 14:5  توسط باغبان |